این کتاب
از مجموعه کتاب
های مدافع حرم با عنوان «عمار
حلب
» خاطراتی از گوشه های زندگی شهید محمدحسین محمدخانی را روایت می کند.
شهید محمد حسین محمدخانی اصالتی یزدی دارد. وی سال های دانشجویی خود را در رشته ی مهندسی عمران در یزد سپری کرد و از فعالان بسیج دانشجویی بود.
محمدحسین به صورت داوطلبانه به یگان های مدافع حرم بانوی مقاومت در سوریه ملحق شد و سرانجام به تاریخ 16 آبان 1394 شمسی، طی نبرد با مزدوران سعودی و پیروان اسلام آمریکایی، در عملیات محرم، خلعت شهادت پوشید.
شهید محمدحسین محمدخانی در 9 تیرماه 1364 به دنیا آمد و 8 تیر 1389 ازدواج کرد و 16 آبان 1394 در حلب به شهادت رسید.
گزیده ای از کتاب:
آدم مثل چاله می ماند دیگر .
ممدحسین بیل اول را که ریخت ، هوا خواهش شدم . از او چیزهای ظاهری یاد نگرفتم .
الان هم لباس پوشیدنم مثل سابق است . او تیپ خودش را می زد ، من هم تیپ خودم . وقتی شیش جیب می پوشید ، دل و رحم را می برد .
لاتی بود ؛ ولی یقه آخوندی اش توی کتم نمی رفت . با آن موتور جنگی اش ! انگار جنگ تحمیلی است .
قار قار قار می چرخید دور دانشگاه . منم تیپم تیریپ زرنگی بود .
توی محله های پایین شهر تهران یا جاهای خلاف ، تیریپ می زنند به اسم زرنگی ؛ کتانی zx ، تی شرت ، شلوار بگ و موی بوکسوری و …
برچسب:
نویسنده: سینا رجبی